هاشم شاکری. از مجموعهی Elegy for the Death of Hamun
زمانی ۵۰۰ خانوار در روستای ریگ موری در هلمند استان سیستان و بلوچستان ساکن بودند اما اکنون تنها ۱۷ خانوار باقی مانده.
این مقاله بهقلم آناهیتا قبائیان مدیر گالری راه ابریشم در ۵۵مین شماره مجله عکاسی Foam Magazine Talent (2020) انتشار یافته. در این شماره بیش از بیست هنرمند نوظهور از نقاط مختلف جهان معرفی شدهاند که عکاس ایرانی هاشم شاکری یکی از آنهاست.
ایران با تنوع گستردهی موضوعاتی که دارد منبع بکری برای مستندنگاری محسوب میشود. هاشم شاکری، علیرغم موانع پرشماری که برای عکاسی در نواحی دوردست ایران وجود دارد، با پشتکار و اشتیاقش در استان سیستان و بلوچستان مجموعهعکسی با عنوان مرثیهای برای مرگ هامون (Elegy for the Death of Hamun) تهیه کرده است.

حسین، ۱۳ ساله، از روستای بریس، چابهار، در کنار دریا قرار دارد اما دسترسی امنی به آب آشامیدنی سالم ندارد.
شاکری فارغالتحصیل معماری در سال ۲۰۰۸ است. او در آن زمان نمیدانست که عکاسی علاقهی اصلیاش میشود. در سال ۲۰۱۸، موفق به کسب بورسیه دانشکده رسانه و خبرنگاری دانمارک شد و در آنجا مطالعات تکمیلی خود را ادامه داد. هاشم میگوید که در کودکیاش در ۸ سالگی با عکس گرفتن از زندگی روزمره و دورهمیهای خانوادگی ناخودآگاه به سمت عکاسی جذب شده بود. مادر او نیز هنرمند بود و از کارهای او حمایت میکرد. او عکاسی کردن با تلفن همراهش را ادامه داد و رفتهرفته دیگران به تحسین سبک کاری او، چشمان تیزبین و ترکیببندیهایش پرداختند.
هاشم میگوید که از عکاسان مستند و فتوژورنالیستهای ایرانی تأثیر گرفته، بهویژه آنهایی که در دوران انقلاب و جنگ ایران و عراق فعالیت داشتند. او داستانی را نقل میکند از روزی که صدایی از پشت یک در بسته در دانشگاه شنید. او از سر کنجکاوی در را باز کرد و در مقابل خود عکسی شگفتانگیز از یکی از عکاسان جبههی جنگ ایران و عراق دید. این عکس روی صفحهای بزرگ برای کلاس پروجکت شده بود. هاشم میگوید که انگار سیلیای به صورتش خورد و از خوابی عمیق پرید. او در کلاس ماند، و تا پایان کلاس به عکس خیره شد. در همین لحظه بود که او تصمیم سرنوشتسازش را گرفت که از این پس به عکاسی مشغول شود. او همچنین عمیقاً از کارگردان سوئدی Roy Anderson الهام گرفته است، کسی که برای برداشتهای طولانی و شاتهای ثابتش معروف است.

هاشم برای سالهای متمادی اخبار دومین استان بزرگ و فقیرترین استان ایران، سیستان و بلوچستان را دنبال کرده است. این استان در جنوب شرقی کشور قرار دارد و هممرز با افغانستان و پاکستان است. این ناحیه، با تاریخی هزار ساله، برای زمین سبز، خاک غنی و حاصلخیزش معروف بوده اما اکنون دچار تغییرات سریع آبوهوایی شده، تغییراتی که این سرزمین گسترده را به صحرایی لمیزرع بدل ساخته است.
هاشم توضیح میدهد که سیستان و بلوچستان اکنون محکوم به نابودی است. دریاچه هامون به رودخانه هلمند/هیرمند متصل است که از افغانستان سرچشمه میگیرد. حکومت افغانستان سدهای زیادی در مقابل رود هلمند ساخته که از ورود آب این رود به ایران جلوگیری میکنند. هر تغییری در میزان آب این رود مسائلی برای کل سیستم ایجاد میکند. به هر حال، امروز چیزی از آن دریاچه بهغیر از زمینی ترکخورده و بایر باقی نمانده.

زنان روستای ریگ موری در حال شستوشوی یک کودک. در این روستا آب آشامیدنی تنها از ۸ صبح تا ۳ بعدازظهر در دسترس است.
در گذشته، نیزارهای دریاچه هامون منبع اصلی تغذیهی احشام محلی بودند. از آنها همچنین برای ساختن قایقهای سنتی با نام توتِن استفاده میشد. اکثریت مردم ساکن در این ناحیه معیشتشان را از طریق ماهیگیری، کشاورزی و دامپروری تأمین میکنند و زندگیشان به دریاچه هامون وابسته است. با از بین رفتن هامون، تنوع قابل توجه حیات وحش و گیاهان تقریباً از بین رفته است. این استان در نتیجهی مدیریت ضعیف و احداث بیحساب و کتاب سدها، هم در افغانستان و هم در ایران، سالهاست که دارد از خشکسالی، قحطی، بیکاری و کاهش جمعیت رنج میبرد. در اثر این مشکلات، در سالهای اخیر یکچهارم جمعیت این استان مجبور به مهاجرت شدهاند. جمعیت باقیمانده در فقر مطلق زندگی میکنند.
هاشم از شمال تا جنوب این استان را سفر کرد تا عکسهایی با محوریت کمبود آب و خشکسالی تهیه کند. این فاجعه همچنین مولد مسائل دیگری شده که مستقیماً بر زندگی مردمان ساکن در این ناحیه اثر گذاشته و بر شدت این مصیبت بیپایان میافزاید؛ مسائلی مثل بیکاری، دزدی، بیماری، آلودگی هوا، بهاضافهی تفکرات مردسالارانه و سنتی.

چهار دختر از یک خانواده در روستای چوتانی در حال جمع کردن آب از «هوتاگ» (چالهای که آب باران در آن جمع میشود). طی دوران خشکسالی، این چالهها کثیف و گلآلود میشوند، با این حال آنها تنها منبع آب در دسترس بسیاری از مردم هستند. آنها چارهای جز این ندارند که این آبها را بجوشانند و بنوشند.
بیشتر این مجموعه را پرترههایی از محلیها در مناظر خشک و ویران سیستان و بلوچستان تشکیل میدهند. عکسها بهصورت آنالوگ با دوربین قطع متوسط تهیه و سپس سه تا چهار افاستاپ اوراکسپوز شدهاند. این سبک عکاسی تصمیمی آگاهانه برای نشان دادن خاموشی مطلق این ناحیه است، و مردمی که گویی با اندوهی مستمر به زندگی خود ادامه میدهند.
عکسهای هاشم شاکری رها از هر گونه هیجان مفرط یا شتابزدگی هستند. او فضایی کلی از این ناحیه و زندگی معلق ساکنانش را نشان داده، کسانی که همگی چشم به راه بازگشت آب به دریاچه هاموناند.
تعدادی از عکسهای این مجموعه:

آتشسوزی نیزارهای خشک در حوالی دریاچه هامون طی دوران خشکسالی


تا پیش از این، آب از زیر سد زهک عبور میکرد، اما اکنون فاضلاب شهری از آن عبور میکند.

نبی سارانی، ۶۳ ساله. او بسیاری از گوسفندهایش را در اثر خشکسالی از دست داده. تنها همین چند تا برایش باقی ماندهاند. به هر حال، او امیدوار است که با حفر یک چاه جدید بتواند به کار کردن در اینجا ادامه دهد.


محمد، ۴۲ ساله، درون یک مسجد متروک در روستای سابق تخت شاه. او برای در امان ماندن از بادهای شدید ۱۲۰ روزه صورتش را با شال پوشانده است. محمد میگوید که این روستا بهخاطر خشکسالی متروکه شد.

سال گذشته رودخانه از زیر پل نهراب جریان داشت، اما اکنون کاملاً خشک شده است. در اینجا یک خانواده در حال جمع کردن خاک اینجا برای مصرف در باغ خانگیشان هستند.

نظر محمد، ۸۰ ساله، در پی جمع کردن آب، آبی که معمولاً شور است.

چند سال پیش، ریگ موری مکانی سرزنده و سرسبز در کنار رود هلمند بود، اما اکنون به صحرا تبدیل شده.

پرترهای از دختران بلوچی در ناحیه کیانشهر در بلوچستان

در این ناحیه پروژههای آبرسانی نیمهتمامی وجود دارند که هیچگاه به بهرهبرداری نرسیدند، از جمله این کانال بتونی، پروژهای که از ۲۵ سال قبل شروع شده.


غلام، ۴۵ ساله، دو شتر در شهرستان دشتیاری چابهار دارد. خشکسالی تأثیری سوء بر احشام داشته.

هویدا، ۳۰ ساله. او در حوالی سد زهک زندگی میکند، سدی که تا پیش از این پر از آب بود. او میگوید به فقر و اعتیاد دچار است و به ته خط رسیده.

در روستای تخت عدالت، خشکسالی کشاورزی و دامپروری را بسیار دشوار کرده است. مردم احشام را برای چرا به رود خشک هلمند میبرند.
اینستاگرام هاشم شاکری: instagram.com/hashemshakeri
پینوشت:
عکسها و زیرنویسها توسط مترجم به مقاله اضافه شدهاند.