اخبار
اخبار موجود در این بخش : 6136



اولین نمایشگاه انفرادی عکس افشین پرورش با عنوان "اینک انسان" روز دوشنبه، دوم اردیبهشت، در کافه گالری نیاوران افتتاح می شود.
در این نمایشگاه 21 قطعه عکس سیاه و سفید و رنگی در قطع های مختلف به نمایش در می آید.
پرورش که متولد سال 1357 است از سال 79 به صورت حرفه ای عکاسی می کند. وی فارغ التحصیل عکاسی خبری از دانشگاه خبر و موسس گالری عکس این دانشگاه است و تا کنون در هفت نمایشگاه گروهی شرکت کرده.
این نمایشگاه تا 15 اردیبهشت هر روز از ساعت 10 تا 22 برای بازدید علاقمندان گشوده است.
کافه گالری نیاوران: انتهای خیابان پاسداران، مقابل بوستان نیاوران، بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران.



گالری هنر کالیفرنیا San Francisco Art Commission Gallery نمایشگاهی با نام "عکاسی بعد از انقلاب: عکاسی معاصر از تهران و کالیفرنیا" را از روز چهارشنبه، 16 آوریل -28 فروردین 87- با حضور ده عکاس ایرانی برگزار می کند.
پنج عکاس این نمایشگاه مقیم ایران و پنج عکاس دیگر ایرانیان مقیم امریکا هستند. قرار است در این نمایشگاه نزدیک 80 عکس رنگی درباره زندگی عمومی و خصوصی ایرانیان به نمایش در آید.
محبوبه کرملی، پرهام تقی اف، مرتضی خاکی، میثم محفوظ و مهرانه آتشی عکاسانی هستند که از ایران آثارشان به نمایش در می آید و امیر فلاح، شادی یوسفیان، الهام امجدی، نسیم نیکخواه و پریسا تقی زاده عکاسان ایرانی مقیم امریکا هستند که در این نمایشگاه شرکت دارند. لازم به ذکر است که تمام عکاسان این نمایشگاه عکاسان بعد ازانقلاب ایران هستند.
عکس های این نمایشگاه را دو مدیر هنری انتخاب کرده اند. غزاله هدایت مدیر هنری ایرانی و مگ شیفلر مدیر هنری امریکایی این نمایشگاه هستند.
این نمایشگاه تا 27 ژوئن -7 تیر87- در گالری هنر کالیفرنیا برپاست.

نمایشگاه عکس‌های ساسان افشارزاده جمعه، 30 فروردین، ساعت 16 در گالری هفت ثمر افتتاح می شود. در این نمایشگاه 16 اثر رنگی در ابعاد 70×100 از کارهای تجربی افشارزاده در حوزه عکاسی هنری به نمایش در می آید. افشارزاده کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر دارد و به تدریس عکاسی مشغول است.
این نمایشگاه تا روز پنجشنبه، 5 اردیبهشت، هر روز از ساعت 16 تا 20 برای بازدید علاقمندان گشوده است.
گالری هفت ثمر: خیابان مطهری، خیابان کوه نور، کوچه پنجم، پلاک 25، طبقه همکف

کلوپ عکس رایان با 5  عکس در نود و پنجمین جشنواره عکس ساوت همپتون  کشور انگلستان حضور خواهد داشت. عکس‌های امین نظری (2 عکس)، نوید ریحانی (2 عکس) و مهدی قنواتی از کلوپ عکس رایان مورد پذیرش هیات داوران این جشنواره قرار گرفتند. این نمایشگاه در اردیبهشت ماه در شهر ساوت همپتون انگلستان برقرار خواهد بود. این جشنواره زیر نظر انجمن عکس سلطنتی بریتانیا و فدراسیون جهانی عکاسی "فیاپ" برگزار می شود.
همچنین 3 عکاس از این کلوپ در چهل و چهارمین جشنواره عکس فرسنو آمریکا حضور خواهند داشت. عکس‌های بابک حبیبی فر، منصوره معتمدی و نوید ریحانی از کلوپ عکس رایان مورد پذیرش هیات داوران این جشنواره قرار گرفتند. این نمایشگاه در خرداد ماه در ایالت کالیفرنیا برقرار خواهد شد. این جشنواره نیز زیر نظر انجمن عکس امریکا برگزار می شود.


DVDs.gif

در پی استقبال گسترده از کارگاه جامع "روندکاری در تاریکخانه دیجیتال" که در تاریخ دوم اسفند 1387 توسط سایت عکاسی و نشریه عکاسی حرفه ای برگزار شد، تعداد زیادی از علاقه مندان موفق به حضور در کارگاه نشدند و تقاضای تهیه فیلم این کارگاه را داشتند. سایت عکاسی در پاسخ به درخواست این عده تعداد بسیار محدودی فیلم کارگاه را در قالب یک بسته آموزشی مفید و کارآمد تهیه کرده است که از امروز تا پایان اردیبهشت 1387 عرضه می کند. این بسته آموزشی شامل دو عددDVD و دو عدد CD است برای کسب اطلاعات بیشتر و شرایط تهیه این بسته آموزشی به بخش ثبت نام مراجعه کنید.



برای كاوه "عكاس" - محمد فرنود
 روزنامه اعتماد ملی - 24 فروردین 1387
در مقدمه کتاب " کاوه گلستان، ثبت حقیقت در ایران" که در پاییز گذشته در نمایشگاه کتاب فرانکفورت از آن رونمایی شد، محمد فرنود مطلبی نوشته که به مناسبت سالگرد درگذشت او در منتشر شده است.

می‌گفت، من كاوه هستم، كاوه گلستان (عكاس) نه بالا‌، نه پایین، نه چپ، نه راست، فقط برای ثبت واقعیت به دنیا آمده‌ام!می‌گفت در واقعیت، این حقیقت است كه زجر می‌كشد. تنها با استناد به تاریخ و نقطه‌نظرهای گسترش بشریت است كه انسان می‌تواند خود را شناخته و جلو ببرد، عكاسی در جهت ثبت تاریخ از مقام ویژه‌ای برخوردار است، عكاسی یعنی قضاوت و قضاوت‌كاری است بسیار سخت. عكاس و عكاسی واقعی در بعد كاربردی همه هنرها را به جز سینمای مستند به شاگردی دعوت می‌كند چراكه به كمك عكس، عكاس واقعی می‌تواند در كمترین زمان ممكنه حافظه هنری جامعه جهانی را افزایش دهد، پس عكس سندی می‌شود بر واقعیت سیال و انتقال برشی از تاریخ، به اعتقاد من كاوه یك عكاس و یك واقعیت تمام عیار بود.
كاوه عكاسی را قبل از انقلا‌ب اسلا‌می ایران انتخاب كرد تا پیام‌های هشداردهنده‌اش را در هر وضعیتی حتی قرمز اعلا‌م كند، در درگیری حوادث بعد از پیروزی انقلا‌ب در یك تظاهرات كه منجر به شكستن دست من شد كمك كرد و مرا به بیمارستان رساند و از آن لحظه تا زمان مرگش دوستی بسیار عمیق و نزدیك ما، همراه با ده‌ها كار مشترك و بسط و گسترش عكاسی خبری و اجتماعی در ایران و شناساندن آن به جهان ادامه داشت.
قبل از دوستی مشتركمان شخصیت كاوه را در مجموعه عكس‌های"كارگر، روسپی، مجنون" دیده بودم. عكس‌هایی كه حالا‌ بعد از 30 سال توسط هنگامه همسرش و پسرش مهرك در كتابی نفیس (همراه با عكس‌هایی از انقلا‌ب و جنگ تحمیلی) به چاپ رسیده‌اند؛ گزارشی كه توسط ساواك رژیم شاه در شروع روزهای انقلا‌ب اسلا‌می ایران در نمایشگاهی پلمب گردید، این گزارش هیچگاه از تاریخ عكاسی ایران پاك نخواهد شد و ده‌ها گزارش دیگر كه اگر نبودند همان گزارش تصویری "كارگر، روسپی، مجنون" او برای عكاس بودن كفایت می‌كرد.
او با یك تفكر از پیش تعیین شده به سراغ موضوعات می‌رفت و مجموعه كارهای او از مسائل اجتماعی، انقلا‌ب و جنگ تحمیلی علیه مردم ایران، در یك سناریو تعریف می‌شوند كه از آنها به عنوان یك خانواده می‌توان نام برد و مجموعه آنها از منظر من می‌شوند"كاوه عكاس."
او برای شكل دادن این خانواده به خیلی از مناطق ایران سر كشید، ثبت و منتشر كرد و مشكلا‌ت را در تمام مراحل زندگی‌اش به جان خرید و اسناد باارزشی از خود به جای گذاشت.
برای ثبت این كارها نظم و انضباط خاصی داشت كه یك عكاس حرفه‌ای باید داشته باشد و مهم‌تر از همه ساده عكس گرفتن و ساده زیستن او بود كه تا زمان مرگش هیچگاه تغییر نكرد. در مسائل اجتماعی با انتخابی آگاهانه به سراغ انسان‌ها می‌رفت و هیچگاه موضوع انسان را در دوره معاصر رها نكرد و از آن فاصله نگرفت. كاوه برای دیدن موضوع‌های حساس چشمانی تیزبین و برای ثبت آنها استعدادی شگرف داشت كه نشأت‌گرفته از روح بزرگ و آرمانخواه او بود.
كاوه اعتقاد داشت كه فرآیند تهیه عكس كه با ذهنیت و شناخت و استنباط و بینش یك عكاس تولید می‌شود، او را به انتخاب از میان توده عظیم اطلا‌عات رویاروی خود وا می‌دارد تا به عمل نهایی چكاندن شاتر دوربین منجر شود. فشردن دكمه شاتر دوربین نتیجه لا‌یه‌های بیشماری از عمل‌ها و عكس‌العمل‌های خودآگاه و ناخودآگاه عكاس است.
به اعتقاد من چنانچه دو عكاس از یك موضوع واحد در یك زمان عكس بگیرند بی‌شك عكس‌ها متفاوت خواهند بود، پس این ساختار ذهنی عكاس است كه نظر و نگاه خود را به چشمان دیگران می‌ریزد و برای كاوه نیز عكس، برگردانی از واقعیت بود، چرا كه عكاس خبری چشم یك اجتماع است، می‌بیند، كشف می‌كند، فاش می‌سازد و لحظه‌ای پرمعنا را می‌رباید و در چند دقیقه در چشمان جهانی تزریق می‌كند و در نهایت شناخت به وجود می‌آورد.
عكاس واقعی انسان‌ها را شاد، گریان و عصبانی می‌كند و آرامش می‌بخشد. و كاوه نیز اینگونه عمل می‌كرد.
در جنگ كه بودیم بارها با كاوه، منوچهر، آلفرد، صیاد و شاندیز از كنار مرگ عبور كردیم و جنگ تجربه ملموس مرگ بود. هر لحظه در كنارت و همه چیز به یك مو بند، كاوه می‌گفت می‌بینی چه ساده آدم‌ها در كنار هم برای رسیدن به یك چیز والا‌تر شهید می‌شوند و جان می‌بازند.
بعثی‌های عراقی می‌آمدند و حمله می‌كردند. بمب‌ها می‌ریختند و مردم را آواره از كاشانه‌شان و ملت ایران نیز 8 سال ایستاد و مبارزه كرد و خاك كشورمان را آزاد كرد و كارهای جنگ او در مناطق كپرنشین آبادان بسیار تكان‌دهنده و اسنادی هستند از جنایات رژیم عراق علیه مردم مظلوم ایران.
به اعتقاد من مهم نیست كه یك عكاس در جنگ عكس خوب و یا زیبایی بگیرد كه این از وظایف اولیه اوست، مهم این است كه از چه موضوعی عكس زیبا می‌گیرد تا عكس و نام او ماندگار شود، كاوه اصلا‌ با مسائل هنری عكس سروكاری نداشت و هنر این نوع عكاسی هم در بی‌هنر بودن آن هست. برخورد مستقیم با واقعیت و انتقال درست واقعیت؛ كاری كه كاوه بین مرز حقیقت و واقعیت به قضاوت می‌نشست.
با دگرگونی تكنولوژی در عصر ارتباطات از سال 1995 او با شناخت 3 عامل و 3 شاخصه كلا‌ن تولید، مدیریت و بهره‌وری از اطلا‌عات و تصویر، عكاسی خود را با ساختن فیلم‌های مستند و گزارش‌های خبری با شبكه‌های تلویزیونی آغاز و توسعه بخشید.
سرانجام كاوه چند روز قبل از سقوط صدام در 13 فروردین 1382 جان خود را در منطقه كردستان عراق تسلیم مرگ كرد. كاوه‌ای كه اعتقاد داشت عكاس جنگ باید خطر كند اما باید سالم بماند تا عكس‌هایش را منتشر كند و متاسفانه او این منطق را رعایت نكرد. این را نوشتم تا حق مطلب را در مورد عزیزترین دوست و همكارم به دور از احساسات و تعصب ادا كرده باشم، عزیزی كه هیچگاه خلا‌ء او برایم پر نخواهد شد، او جانش را فدای نظم و انضباط و تعهد به كار روزانه‌اش كرد، نه موضوع مقابلش در آن روز.
وقتی پیكر كاوه را به بیمارستان تهران رساندیم، تصمیم گرفتم در خلوت با او خداحافظی كنم، به دور از چشمان همه در تنهایی به سراغش رفتم و به یاد جمله شاندیز در"جزیره فاو" افتادم كه به كاوه و من گفت: ما داریم هر روز از این شهدا و جنازه‌های عراقی عكس می‌گیریم، یك روز یكی هم از جنازه ما عكس خواهد گرفت و من نمی‌دانستم كه باید روزی چهره عزیزترین دوست و همكارم را ثبت كنم.
كاوه نیست، اما بخشی از روحیات اصلی عكاسی ایران و یكی از ستون‌های اصیل عكاسی ایران هست.
جسم كاوه نیست، اما روح كاوه در عكس‌هایش جاری است...
كوتاه می‌گویم: كاوه نیز یكی از عكس‌های جنگ شد.


با پایان یافتن مهلت مقرر در آیین نامه و اتمام ثبت دبیرخانه ای عكس های رسیده، سیمای هشتمین جشنواره ملی عكس آماتوری آبرنگ ترسیم شد.
در این دوره از جشنواره که در سه بخش آزاد، عکس‌های الکترونیکی و آیین‌ها و فرهنگ بومی خراسان  برگزار می شود،  6105 عكس به دبیرخانه رسیده كه این امر بار دیگر نشان از پویایی و توان بالای جریان عكاسی آماتوری و همت بالای عكاسان علاقه مند و صاحب ذوق ایرانی دارد.
جشنواره عكس آبرنگ ضمن قدردانی از عكاسان گمنام دور و نزدیك ، به اطلاع می رساند:
از این تعداد عكس، 4254 قطعه در بخش آزاد، 1703 قطعه در بخش عكس های الكترونیكی و 148 قطعه در بخش عكس های آیینی خراسان حضور دارند. داوری این جشنواره که در اردیبهشت ماه سال جاری برگزار می شود توسط مسعود امیر لویی، دکتر محمد ستاری، ساعد نیک ذات، کوروش ادیم و محمدرضا طهماسب‌پور صورت می گیرد و حداكثر 150 عكس در بخش های مختلف جشنواره وارد بخش رقابت اصلی می شوند. نتیجه داوری و اسامی پذیرفته شدگان نهایی نیمه اردیبهشت ماه اعلام می شود. مراسم پایانی، نمایشگاه آثار برگزیده و انتشار و توزیع كتاب جشنواره در تیرماه سال جاری برگزار خواهد شد.
حضور عكاسانی از شهرستان های لار، رودبار، دلیجان، بندر شرفخانه، خرمدره، الیگودرز، بروجن، دولت آباد، چابكسر، بناب، شبستر، املش، دره شهر، كلیبر و آستانه اشرفیه كه برای نخستین بار در این جشنواره شركت می كنند، جای امتنان و تقدیر دارد. برای مشاهده اسامی شرکت کنندگان به سایت این جشنواره مراجعه کنید.


نمایشگاه عکس و چیدمانی با عنوان "100 عکس 1000بطری" روز چهارشنبه، 28 فروردین، در گالری مان هنر نو افتتاح می شود.
در این نمایشگاه 100 عکس با محوریت ریتم، رنگ و نور از هدی علوی، مرجان معصومی، مهروا آروین، پرهام تقی اف، فرناز منجزی، شادی محمد، نگین معتمد، علی یارنبوی، رحیم حسن زاده، مسعود محسن زاده، آذین راد، هـومن صدر، ایلا گلپریان، سینا برومندی، ضیا بری، طناز فتح الهی، ابراهیم سیسان، مونا راد، کوروش عسگری و مهیارصدر به نمایش در می آید.
عکس های این نمایشگاه در قطع های 40×30، 70×50، 150×180 و رنگی و سیاه و سفید هستند.
در این نمایشگاه ویدئوآرت هایی از محمد شیروانی، مهدی صدر و مارال ایراندوست، مهیار صدر و حسین ذوقی به نمایش در می آید.
چیدمان صوتی این نمایشگاه کاری از علیرضا امیرحاجی است.
همچنین دراین نمایشگاه چیدمانی از بطری های عطر و نوشیدنی و شامپو و شوینده ها در معرض دید مخاطبان است.
مان هنر نو: خیابان شریعتی، بالاتراز پل صدر، خیابان میرزاپور(سهیل )،  پلاك 33

پی نوشت: خبر فوق در ساعت 17 روز 27 فروردین 87 اصلاح و تکمیل شده است.


نمایشگاه عکس‌های مسعود هراتی با عنوان "هر کجا هستم، باشم..." روز جمعه، 23 فروردین، در گالری دی افتتاح شد.
در این نمایشگاه 40 قطعه عکس از طبیعت، زندگی، بناهای دیدنی و سوژه‌های مفهومی در ایران در کنار عکس‌هایی از کشورهای کانادا، آمریکا و انگلیس که هراتی به آنها سفر کرده به نمایش گذاشته شده است.
این هنرمند با هدف تهیه کتابی درباره ایران و ارائه تصویری از کشورمان به مردمان کشورهای دیگر مدتی است برای تهیه عکس‌های مختلف به مناطق مختلف ایران سفر می‌کند که تعدادی از عکس‌های به نمایش گذاشته در این نمایشگاه نتیجه سفرهای وی به این مناطق است.
این نمایشگاه تا 29 فروردین‌ماه برپاست و علاقه‌مندان می‌توانند برای بازدید از این نمایشگاه روزهای شنبه، دوشنبه،چهارشنبه و پنج‌شنبه ساعت 16 تا 20 و روزهای یك‌شنبه وسه شنبه ساعت 10 تا 13 به گالری دی مراجعه کنند.
گالری دی :پایین‌تر از فرهنگسرای نیاوران، ابتدای پاسداران، تنگستان چهارم، كوچه ناز 1، بن‌بست ترانه، پلاك 3.


برت گلین، عکای امریکایی ای که کارش را با مجله لایف شروع کرد و با مگنوم ادامه داد، روز چهارشنبه، 9 آوریل، 21 فروردین در سن 82 سالگی در نیویورک درگذشت.
وی در سال 1925 در پنسیلوانیا به دنیا آمد. در دانشگاه هاروارد ادبیات خواند و در همان دوران شروع به عکس گرفتن برای مجله دانشگاهی اش کرد.
او یکی از اولین امریکاییانی بود که در سال 1951 به مگنوم پیوست. وی همراه با لارنس ون در پوست، نویسنده، کتابی درباره روسیه و ژاپن چاپ کرده است.
از کارهای برجسته او می توان به تهیه گزارش از عملیات جنگی فیدل کاسترو در کوبا و نبرد صحرای سینا و فرود نیروهای امریکایی در بیروت اشاره کرد.
 


اولین نمایشگاه انفرادی عکس نینا تقی زاده با عنوان "در گذر ثانیه ها" روز جمعه، 23 فروردین، در گالری هفت هنر افتتاح شد.
این نمایشگاه شامل 30 عکس سیاه و سفید ماکروگرافی در سایز 40×60 از کودکی تا کهنسالی است.
نینا تقی زاده که کارشناسی عکاسی از دانشگاه آزاد دارد، عکاسی را از زمانی که دانش آموز هنرستان بوده آغاز کرده است.
او تا کنون در چند نمایشگاه گروهی شرکت کرده و این نمایشگاه اولین نمایشگاه انفرادی اوست.
نمایشگاه "در گذر ثانیه ها" تا روز پنجشنبه، 29 فروردین، هر روز از ساعت 16 تا 19 برای بازدید علاقمندان گشوده است.
گالری هفت هنر، خیابان اسدآبادی (یوسف آباد)، خیابان56، شماره 8

نمایشگاه انفرادی عکس محمد انصاری با نام "از زمین تا آسمان" روز پنجشنبه، 22 فروردین، در نگارخانه وصال شیراز افتتاح می شود.
در این نمایشگاه که موضوع آن طبیعت و نجوم است 55 عکس رنگی و سیاه و سفید در قطع های 40×30 و 45×30 به نمایش در می آید.
این نمایشگاه تا چهارشنبه، 28 فروردین، ادامه دارد.


انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در نظر دارند، در ادامه انتشار کتب موضوعی مرتبط با دفاع مقدس، آثار عکاسی با موضوع شهدای جنگ تحمیلی را جمع آوری و پس از انتخاب و کارشناسی نسبت به انتشار آن در قالب کتاب و برگزاری نمایشگاه و تولید اقلام تبلیغی اقدام کنند. لذا از تمامی عکاسان حرفه ای و آماتور درخواست می شود، با توجه و دقت به موضوع و مقررات این فراخوان، آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند.
موضوع:
- شهدای جنگ تحمیلی
در این بخش آثاری مدنظر است که با نگاهی خلاق به تمامی زوایای پیدا و پنهان موضوع فراخوان از لحظات آغازین جنگ تحمیلی تاکنون، بیانگر جلوه های موجود در این واقعه و حضور عاطفی مردم در این صحنه باشد.
- لحظات شهادت، جمع آوری و انتقال پیکر شهدا (در مناطق عملیاتی، موشکباران مناطق مسکونی و...)
- ارتباط حسی رزمندگان با شهدا
- رخدادهای مربوط به ستاد معراج الشهداء
- تفحص پیکر مفقودین و زندگی تفحصگران و ارتباط حسی آنان با شهیدان
- تبادل پیکر شهدا با اجساد نظامیان عراقی
- حرکت کاروان شهدا در شهرها
- ارتباط حسی و عاطفی خانواده ها با شهدا و توجه به باور زنده بودن آنان در خانواده
- توجه به حضور تصاویر شهدا در شهرها، خیابانها، میادین، بزرگراهها و سایر اماکن عمومی
- تشییع و خاکسپاری پیکر شهدا در شهرها و روستاهای کشور و برگزاری مراسم و آئین خاص بومی و محلی
- فضای عمومی، معماری، غبارروبی، نوع آرایش و تزئین مقبره شهیدان و مزارهای شهدای گمنام در تمامی نقاط کشور
و تمامی موضوعاتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این موضوع مربوط می شود را در بر می گیرد.
دبیر: مجتبی کوچکی
گروه انتخاب آثار: علی اصغر داود آبادی، فرهاد سلیمانی، اسماعیل عباسی، محمود کلاری، فرزاد هاشمی
مقررات :
1. شرکت تمامی عکاسان آماتور و حرفه ای در این حرکت فرهنگی آزاد است.
2. هر عکاس می تواند حداکثر 30 قطعه تک عکس و 3 مجموعه عکس (هر مجموعه حداکثر 7 قطعه) ارسال کند. در صورت موافقت عکاس هیأت انتخاب مجاز است در شرایط خاص تک عکسهایی از میان مجموعه ها انتخاب کند.
3. آثار می تواند رنگی، سیاه و سفید، آنالوگ و یا دیجیتال باشد.
4. شرکت کننده می تواند آثار را به صورت CD و یا چاپ برای دبیرخانه ارسال کند.
5. اندازه ی عکسهای ارسالی باید حداقل دارای عرض 13 سانتیمتر و آثار دیجیتالی نیز حداقل دارای عرض 13 سانتی متر با وضوح DPI 72 و پسوندJPG باشد.
6. نگاتیو اثر یا اصل سند دیجیتالی (دارای قابلیت چاپ برای کتاب) باید در نزد عکاس باشد تا در صورت انتخاب اثر، نسخه ی مطلوب برای انتشار کتاب از آن تهیه کرد.
7. آثار تک عکس ارسالی بر روی CD باید در یک فولدر و مجموعه عکسها نیز هر کدام باید به طور جداگانه در یک فولدر دیگر گذاشته شده و شماره ی نمایش آنان نیز به ترتیب در شماره ی فایل درج شود.
8. در صورت ارسال عکس، برچسب اطلاعات آثار را پس از تکثیر، دقیقاً تکمیل کرده و در پشت سمت راست بالای اثر نصب کنید. در صورت نیاز عکس به زیرنویس لطفاً آن را جداگانه در پشت اثر الصاق کنید.
9. فایلهای دیجیتالی به همراه یک فایل متنی تایپ شده از مشخصات آثار و مطابق با لیبلهای فراخوان بر روی CD برای دبیرخانه ارسال شود. در صورت نیاز آثار ارسالی دیجیتالی به زیرنویس، لطفاً آن را در کنار فایل متنی شناسنامه آثار تایپ کنید.
10. عکسها نباید به صورت رول یا لوله شده و یا همراه با قاب یا پاسپارتو ارائه شوند.
11. عکسهای ارسالی باید مستند بوده و در آنها از هرگونه دستکاری و یا حک و اصلاح که جنبه ی اسنادی عکس را مخدوش کند، پرهیز شود.
12. ارسال اثر توسط عکاس به منزله قبول مالکیت اثر و اصالت آن تلقی شده و هیچگونه مسئولیتی به عهده ی دبیرخانه نخواهد بود.
13. کلیه آثار آنالوگ عودت داده می شود و تمامی CDهای ارسالی به دبیرخانه پس از انتخاب آثار معدوم خواهد شد.
14. برگزارکننده بابت هر فریم عکس انتخاب شده مبلغ 000/500 ریال به صاحب اثر بعنوان حق التألیف پرداخت می کند.
15. برگزارکننده حق استفاده از عکسهای منتخب برای چاپ کتاب، بانک اطلاعاتی، برگزاری نمایشگاه در مکانهای متعدد و اقلام تبلیغی ـ فرهنگی با ذکر نام عکاس را برای خود محفوظ می دارد.
16. کلیه آثار می توانند تا پایان 20 تیرماه 1387 تولید شده باشند و هیچ گونه محدودیت زمانی ندارند.
گاهشمار:
آخرین مهلت دریافت آثار20 تیرماه 1387
انتخاب آثار اوایل مرداد ماه 1387
اطلاع رسانی نیمه مرداد ماه 1387
دریافت نسخه قابل چاپ و تسویه مالی پایان شهریور ماه 1387
نشانی دبیرخانه: تهران، خ سهروردی شمالی، خ هویزه غربی، شماره 122.
کدپستی: 1143191551
تلفن: 40 و 88530039 ـ 021

7 عکس از کلوپ عکس رایان به سی و دومین جشنواره عکس "گریترلین" کشور امریکا راه پیدا کرد. در این جشنواره که اردیبهشت ماه در ماساچوست امریکا برپا خواهد شد، عکسهایی از جاوید تفضلی، امین نظری، علی سلطانی تهرانی، مهدی قنواتی و میلاد معصومی به نمایش در می آید. این نمایشگاه زیر نظر فدراسین جهانی عکاسی، فیاپ، و انجمن عکاسی امریکا برگزار می شود.


با همت انجمن عكس هرمزگان، نمایشگاه گروهی عكس با نمایش عكس‌های حسن بردال و روح‌اله بلوچی روز 19فروردین در نگارخانه كورش گرمساری در بندرعباس افتتاح شد.
در روز افتتاحیه این نمایشگاه استقبال بسیار خوبی از سوی عكاسان و علاقمندان صورت گرفت.
این نمایشگاه كه در آن 50 عکس سیاه سفید و رنگی در قطع 45×30 به نمایش در آمده است، تا روز 27 فروردین هر روز از ساعت 17 تا 21 پذیرای علاقمندان است.
روح اله بلوچی متولد 1357 است و به صورت تجربی عکاسی را آموخته. وی رییس تشكل غیردولتی انجمن عكس هرمزگان است و در نمایشگاه ها و مسابقات داخلی شرکت کرده است.
حسن بردال متولد 1360 است وی نیز به صورت تجربی عکاسی را آموخته. برادل که عضو هیات امناء انجمن هنرهای تجسمی هرمزگان است داور چند نمایشگاه داخلی بوده. وی تا کنون در چندین نمایشگاه و مسابقه عکس شرکت داشته و چندین مقام و جایزه کسب کرده است.
بندرعباس، چهارراه آیت‌اله غفاری، فرهنگسرای طوبی ، طبقه دوم


نوشتاری از جیم میور خبرنگار ارشد BBC به مناسبت سالگرد مرگ كاوه گلستان
روزنامه اعتماد ملی - 20 فرودین 87
ترجمه: علیرضا امیرحاجبی

جیم میور، (متولد 1948) پس از اخذ مدرك دانشگاهی از كمبریج در رشته زبان عرب به‌ عنوان ویراستار كتاب در یك انتشاراتی واقع در لندن مشغول به كار شد. در 1975 قبل از شروع جنگ داخلی لبنان عازم بیروت شد و به مدت 15 سال در آنجا اقامت كرد.1978 كار را با بی‌بی‌سی آغاز و در عین حال همكاری با سایر رسانه‌ها از جمله رادیو، تلویزیون و مطبوعات بریتانیا و آمریكا را به‌عنوان كارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد. پس از پوشش خبری جنگ بوسنی، میور به‌عنوان خبرنگار ارشد بخش خاورمیانه‌ای بی‌بی‌سی در قاهره شروع به كار كرد.
میور در 1998 دفتر بی‌بی‌سی در تهران را بازگشایی و سامان داد. طی این دوران وی همراه با كاوه گلستان عكاس و تصویربردار این شبكه بسیاری از وقایع ایران، افغانستان و عراق را پوشش وسیع خبری می‌دهد. همكاری وی با گلستان تا آوریل 2003 و حادثه مرگ اسف‌انگیز گلستان ادامه یافت.
جیم میور در این مقاله به بررسی شخصیت حرفه‌ای، رفتار، علا‌یق و رویدادهایی می‌پردازد كه طی چند سال همكاری با كاوه گلستان، شاهد بوده است.
لا‌زم به ذكر است، به دلا‌یل طولا‌نی‌ بودن مقاله و محدودیت‌های فنی مطبوعاتی ناچار دست به حذف برخی از بخش‌های این نوشتار مفید زدیم كه بدین وسیله از مولف و مخاطبان گرامی پوزش می‌خواهیم.

روزی كه كاوه كشته شد، 59 روز از اقامت‌مان در شمال عراق می‌گذشت و ما منتظر جنگی بودیم كه همه می‌دانستند به زودی اما آرام‌آرام آغاز خواهد شد.
روزها با یكدیگر متفاوت بودند، اما دوم آوریل روزی منحصر به‌فرد بود. روزی آرام و بی‌سروصدا كه تحت فشار خاصی قرار نداشتیم. تلا‌ش ما این بود كه برای یافتن موضوعات جالب توجه به اطراف برویم. از سلیمانیه به سمت كفری Kifri در بخش شرقی منطقه جنگ حركت كردیم كه فاصله زیادی با مرز ایران نداشت و آن‌قدر از بغداد دور بود كه بدون مزاحمت ارتش عراق می‌توانستیم به كار بپردازیم.
هرچند در طول راه گزارش‌های تصویری زنده‌ای را با ویدئوفون ارسال كردیم، اما این سفر بیشتر یك بازدید مقدماتی جهت كسب اطلا‌ع از اوضاع منطقه بود. بدون تعجیل به انجام كارهایی پرداختیم كه بی‌سابقه بود. پس از توقف نزدیك بیشه‌ای از درختان اكالیپتوس در كنار جاده، پیك‌نیك كوچكی ترتیب دادیم.
بهار در كردستان زیبا، اعجاب‌آور و همه چیز سبز و سرشار از زندگی بود. آن روز (دوم آوریل) در ایران مراسم سیزده‌بدر برپا بود. سیزدهمین روز از سال نو زمانی است كه ایرانیان به پیك‌نیك می‌روند، چون معتقدند خانه ماندن در روز سیزدهم (فروردین) بدشگون است.
همه چیز باعث شده بود حالتی احساسی و عاطفی پیدا كنیم. به‌خصوص كاوه با آن ذهن خستگی‌ناپذیر كه هرگز از كار بازنمی‌ماند. این‌طور به نظر می‌رسید كه او در آخرین روز زندگی روی هویت شخصی خود متمركز شده بود. وقتی دوباره حركت را به سمت جنوب آغاز كردیم، كاوه ناگهان گفت: "من عكاس جنگم، این‌طوری واقعا خودم هستم." این سخنان در حالی از سوی او بیان می‌شد كه وی یك تصویربردار باسابقه تلویزیونی بود، ولی حرفه تصویربرداری با تمام ویژگی‌هایش باعث نشده بود كه كاوه كار اصلی خود (عكاسی) را فراموش كند.
جمعه پیش، گروه ما تنها تیم خبری بود كه به پوشش خبری تصرف شهر كوهستانی بیاره (Biara) توسط پیش‌مرگان كرد و نیروهای مخصوص آمریكایی پرداخت. این منطقه ارتفاعاتی است نزدیك به مرز ایران كه برای گروه رادیكال سنی انصارالا‌سلا‌م تبدیل به قلعه‌ای نظامی شده بود. آن روز پس از شكست انصارالا‌سلا‌م، خیابان‌های بیاره مملو از پیش‌مرگانی بود كه به خاطر پیروزی‌شان جشن گرفته بودند. وقتی به شهر رسیدیم، كاوه بلا‌فاصله غرق كار شد. از یك پیش‌مرگ زخمی و در حال انتقال تصویر گرفت.
در دامنه كوه و بیشه‌زار جسدی پیدا كردیم كه احتمالا‌ از اعضای گروه انصارالا‌سلا‌م بود. كاوه با جزئیات فراوان از بدن، چهره و دست‌های جسد تصویربرداری كرد. به نظر می‌رسید محصور و مفتون مرگ شده است. پیش از رسیدن به بیاره شواهد دیگری پیدا كردیم كه چرا كاوه خود را عكاس جنگ می‌نامد.
در حین عملیات آزادسازی، راه ورودی به شهر توسط پیش‌مرگان بسته شده بود و به هیچ‌وجه اجازه عبور نمی‌دادند. آنان معتقد بودند كه شرایط بسیار خطرناك است، ولی ما احتمال می‌دادیم كه به دلیل حساسیت موضوع آنها نمی‌خواستند كسی متوجه همكاری و عملیات مشترك‌شان با نیروهای آمریكایی شود.
كاوه تلا‌ش می‌كرد تا وارد منطقه شویم و از این كارشكنی و ممانعت خسته و عصبی شده بود. در حالی كه مشغول رانندگی بودم، اصرار كردم كه خودرو را به سمت ایست بازرسی برگردانم. وقتی تقاضای او را رد كردم، به شدت ناراحت و عصبی شده بود و برای مدتی به تنهایی روی یك صخره نشست تا عاقبت آرام شد.
سه روز بعد در منطقه كركوك بودیم كه هنوز تحت اختیار نیروهای صدام بود. عراقی‌ها دو روز منطقه ما را بمباران كردند. حملا‌ت باعث شد كه ما برای حفاظت از جانمان، مرتبا خود را روی زمین پرت كنیم. این حركت كه به‌طور تدریجی تبدیل به یك عادت و واكنش غریزی شده بود، نهایتا در روز دوم آوریل خود منجر به یك فاجعه شد. روز آخر كاوه سرشار از هیجان كار بود. او تلفنی با مادرش فخری گلستان صحبت كرد. بعدها فخری می‌گفت: "كاوه پشت خط تلفن می‌رقصید." هر دو نفر احساس پرواز می‌كردیم. از نتیجه كارهایمان خوشحال بودیم، چون بهترین گزارش‌ها را تهیه كرده بودیم. اما آنچه در آن روز در منطقه كفری روی داد، حادثه‌ای وحشتناك بود.
آیا "عكاس جنگ" عنوان مناسبی برای كاوه بود؟ من این‌طور فكر نمی‌كنم. گمان من این است كه شاید برای ترسیم آنچه كاوه در زمان مرگ درگیرش شده بود و همچنین موقعیت‌های نادر قبلی‌اش عنوان "عكاس جنگ" كافی و مناسب باشد.
هرچند بخش اعظمی از زندگی حرفه‌ای‌ام را صرف پوشش جنگ‌ها كرده‌ام اما هیچگاه خود را خبرنگار جنگ معرفی نمی‌كنم. عنوان عكاس جنگ تداعی‌گر تصویری است از لا‌ف‌زدن، بی‌عاطفگی و بی‌توجهی‌های یك فرد مدعی شجاعت. این تصویر به هیچوجه درخور كاوه نبود. وی در هر كار عاطفه، مهربانی و احساس را با تصویر همراه می‌كرد. او یكی از مهربان‌ترین و ملا‌یم‌ترین انسان‌هایی بود كه دیده‌ام.
همچنین اطلا‌ق عنوان عكاس جنگ به كاوه باعث نادیده انگاشتن سابقه، فعالیت‌ها و بخش عظیمی از كارهایی می‌شود كه از سال 2000 تا روز مرگش با یكدیگر به انجام رسانده بودیم. در آن روزها ما به پوشش خبری وقایع زیادی در تهران پرداختیم. تظاهرات، سخنرانی‌ها، دستگیری و محاكمات اصلا‌ح‌طلبان و نیز سایر تغییرات ناگهانی آن دوره پرتلا‌طم. اما به موضوعات مهم دیگری مثل آداب و رسوم اقوام ایرانی نیز توجه داشتیم. ما با ساخت مستندهای خبری تلا‌ش كردیم ایران و تفاوت‌ها و گونه‌های مختلف قومی را بیان و به تصویر بكشیم. همین امر باعث شد تا به بسیاری از نقاط ایران یك یا چند بار سفر كنیم.
حس كنجكاوی و عشق به مناطق و قومیت‌های ایرانی، تاریخ و فرهنگ ایرانی در كاوه بسیار بود. زیاد می‌دانست با این حال باز هم تشنه دانستن بیشتر بود. ‌
برخی از كارهای ما روی مسائل اجتماعی متمركز می‌شد. در آنجا بود كه ویژگی‌های كاوه به خصوص ادب، مهربانی، توانایی برقراری ارتباط و جلب اطمینان دیگران به شكل متفاوت و شگفت‌آوری ظهور می‌كرد. خوب می‌دانست چگونه با مردم سخن بگوید. كاركردن ما در ایران مرهون عملكرد بدیع كاوه بود. ركنی اساسی كه خودش به شوخی آن را "صبر انقلا‌بی" می‌نامید: ظرفیتی بی‌پایان با آرامش، ادب، طنز، خوش‌مشربی در مواجهه با ممنوعیت‌ها و كاغذبازی‌ها. به‌طور مثال: كاوه با صرف وقت زیاد و البته بدون دوربین با دختران فراری صحبت كرد و زمانی كه مطمئن شد كه دختران با دیدن دوربین خونسرد باقی‌می‌مانند و خواهان حرف زدن درباره مسائل‌شان هستند، كار را آغاز كرد. ‌
از سایر تكه‌های به یادماندنی این موزائیك ایرانی می‌توان به گزارش‌هایی درباره مراسم اقلیت‌هایی مثل زرتشتیان و كلیمیان اشاره كرد و همچنین مراسمی كه بازتابنده تركیبات متنوع هویت ایرانی است. مثل آئین عاشورا مهم‌ترین روز از تقویم مذهب شیعه و نیز رویدادهایی چون نوروز كه آئینی مربوط به قبل از اسلا‌م است. ‌
كاوه با لذت و ذوق فراوانی اصالت این رویدادها را درك می‌كرد. كار گزارشگری ما را به سمت دریای خزر برد كه هیولا‌ی كوچك مهاجمی به نام Mnemiopsis Leidyi با تخریب ارگانیسم‌های هرم تغذیه باعث برهم خوردن تعادل زیستی دریا شده بود. سپس سفری به قلعه الموت، شیراز و پرسپولیس داشتیم. ‌
در قم شاهد آن بودیم كه چگونه حتی سرسخت‌ترین طلا‌ب مذهبی درگیر فضای رایانه‌ای شده و امیدوار بودند كه از فواید آن بهره ببرند. گزارش‌های دیگری نیز تهیه كردیم مثل تلا‌ش قابل توجه ایرانیان در زمینه كنترل جمعیت، صنعت فرش ایران، بازار ارز و شطرنج در ایران و یا عروسك‌های رسمی ایرانی دارا و سارا. این مقولا‌ت كار یك عكاس جنگ نیست. عكاسی جنگ بخشی از هویت كاوه بود و نه‌تمام آن.
رابطه یك خبرنگار و یك تصویربردار مانند رابطه دو فرد معمولی، اشكال متنوعی دارد. یا مواجهی و اتفاقی است یا موقتی و زودگذر و یا یك رابطه عمیق دوستانه. طبیعت و رسالت حرفه كار در ایران باعث شد كه به گزینه آخر برسیم: "رابطه دوستانه." ‌
هنگامه، همسر كاوه یك بار به من گفت: "شما دو نفر یك زوج كاملا‌ موفق كاری هستید." ‌
كاوه صبح‌ها به سرعت به دفتر می‌آمد و معمولا‌ مجموعه‌ای پیشنهادی از ایده را جهت كار ارائه می‌داد. ایده‌هایی كه از قرار معلوم نتیجه شب بیداری و تحمل رنج جست‌وجو در اینترنت، خواندن روزنامه‌ها، مجلا‌ت و صحبت با دوستانش بود. بعضی مواقع فكر می‌كردم كاوه اصلا‌ نمی‌خوابد. ‌
گویی انگشتش را مثل دو شاخه به درون پریز برق می‌كند و شارژ می‌شود. خیلی زود فهمیدم كه به جلب توجه كاوه نسبت به صحنه‌ها و موضوعاتی كه می‌نوشتم، احتیاجی نیست. او معمولا‌ 10 دقیقه زودتر تصاویر را آماده كرده بود. ‌
اگر من متوجه چیزی ارزشمند می‌شدم كه كاوه بدان توجه نداشت، مثلا‌ موضوعی پشت‌سرش اتفاق می‌افتاد كه نمی‌توانست آن را ببیند، فقط یك "ابرو بالا‌ انداختن" كافی بود تا متوجه شود. ‌
در تمام مدت همكاری‌ام با كاوه تنها دو بار بر سر موضوعات به‌وجود آمده با یكدیگر بحث داشتیم. آخرین آن، همان واپسین شب تدوین گزارشات كردستان عراق بود كه كوتاه زمانی پس از آن كشته شد. ‌
این مناقشه با در آغوش گرفتن همدیگر و اظهار لطف و احترامی كه نسبت به هم داشتیم، پایان پذیرفت. ‌
اما اولین مناقشه من و كاوه به‌عنوان یك تیم خبری از افغانستان و ماجرای كشتارهای طالبان آغاز شد. كوتاه‌زمانی پس از عقب‌نشینی و فرار طالبان، ما به سرعت خود را از طریق مرز ایران به بخش غربی افغانستان و سپس مركز ولا‌یت هرات رساندیم. ‌
پس از سپری كردن دو هفته سرد در هرات نتیجه كار ما كشف گورهای دسته‌جمعی افاغنه‌ای بود كه به دست طالبان به قتل رسیده بودند. صدها هزار افغانی به‌طور وحشتناكی یا در محاصره كامل قحطی و گرسنگی قرار داشتند یا به دلیل سرما در اردوگاه‌های پناهندگان می‌مردند. ‌
ما با حالت جنگی مواجه نبودیم. دشمنی نیز در كار نبود. طالبان مانند یك بادكنك تركیده و به‌سادگی ناپدید شده بود. وقتی جهت رفتن به قندهار تلا‌ش می‌كردیم، با تجربه‌ای نفس‌گیر مواجه شدیم. در طی راه قند‌هار گزارشاتی دیرهنگام به دستمان رسید، مبنی بر اینكه طالبان شهر را تصرف كرده‌اند. برای بازگشت دیر شده بود. به روستایی رسیدیم كه مملو از طالبان با عمامه‌های سیاه و قیافه‌هایی بی‌رحم و عبوس بود. آنان پس از توقیف، ما را نزد رئیس خود بردند. ‌
در این حادثه خونسردی فوق‌العاده كاوه در حین شرایط خطر به من ثابت شد. او به عنوان یك فارسی‌زبان به شكل سلیس و مهربانانه‌ای شروع به صحبت با آنان كرد. بسیاری از این افراد روانی ‌(Psychotic) بودند.
پاسخ‌های كاوه به سوالا‌ت رئیس گروه بسیار جالب بود و در پایان رئیس با تكان دادن دستش دستور آزادی ما را صادر كرد. البته اگر طالبان دستور می‌گرفتند كه ما را به قتل برسانند، لذت كاملی می‌بردند. 15 ماه بعد جهت پوشش خبری جبهه‌های شمالی كردستان به عراق سفر كردیم. انتظار می‌رفت كه این جنگ باعث سرنگونی صدام شود. ‌
با شدت گرفتن جنگ توجه ما به سمت مناطق مختلف شمال عراق و اضطراب كرد‌ها در زمینه جنگ جلب شد. به حلبچه رفتیم؛ شهری كه در سال 1988 هزاران نفر از ساكنان آن در اثر حمله نیرو‌های صدام با گاز‌های سمی كشته شده بودند. مردم حلبچه از تلا‌فی صدام در هراس بودند، چون اقدامات نیرو‌های ائتلا‌ف هنوز آغاز نشده بود. ‌
هیچ كدام از فعالیت‌های ما تحت لوای نیرو‌های ائتلا‌ف امكان‌پذیر نبود زیرا اگر به آنها ملحق می‌شدیم، حركاتمان با محدودیت‌هایی مواجه می‌شد. این بدان معنی نیست كه روش ما بهتر بود، بلكه صرفا چیزی متفاوت بود كه به ما اجازه می‌داد راحت‌تر به سایر بخش‌های این موزائیك توجه كنیم. همین امر باعث می‌شد تصور كلی جنگ كامل شود. ‌
در اصل، برای پوشش خبری جنگ هیچ روشی "بهترین روش" نیست و تمامی اشكال مشروع و صحیح گزارشگری معتبر و با ارزش است. ‌
اما درباره درجه و سطوح خطر، فكر می‌كنم تمامی افرادی كه به پوشش خبری از مناطق جنگی مشغول‌اند، می‌پذیرند كه همگی با درجه‌ای از خطر درگیر هستیم. جنگ جای خطرناكی است. تنها راه برای پرهیز از مواجهه با خطر، حضور نیافتن در جنگ است. ‌
در طی جنگ عراق عده‌ای از گزارشگران و تصویر‌برداران درگیر، كشته شده‌اند. ‌
خبرنگاران مستقل در حملا‌ت انتحاری و یا به وسیله آتش نیرو‌های خودی جانشان را از دست داده‌اند. حتی خبرنگاران و نویسندگان عراقی نیز در طی زدوخورد‌های فرقه‌ای قربانی می‌شوند. ‌
اما در مورد تیم ما و آنچه بر ما گذشت. آن روز خطر بمباران در منطقه كفری مشهود بود. به نحوی كه سه روز قبل سه نفر كشته شدند. وقتی اولین انفجار روی داد، استوار‌ت‌هاگس تهیه كننده گروه كه از لندن آمده بود، به سرعت از ماشین پیاده شد و پایش روی یك مین رفت. تمامی ما (از جمله خود استوارت) گمان كردیم كه این یك بمباران است، ولی جنگ پدیده‌ای نیست كه بتوان به آن اطمینان كرد. آن خطر واقعی كه جان كاوه را گرفت و به یكی از پاهای استوارت به شدت آسیب رساند، به شكل حیله‌گرانه‌ای در زیر چمن‌های معصوم بهاری بر تپه‌های خارج از شهر كفری پنهان شده بود. ‌
پس از حادثه همانطور كه كنار كاوه در وسط میدان مین زانو زده بودم، یكی از اولین چیز‌هایی كه از ذهنم گذشت، بی‌معنایی ابهام و پیچیدگی زندگی بود كه توانست شخصی پرمعنی كه در عین حال می‌توانست مقولا‌ت زیادی به مردم ارائه دهد را در كمتر از چند ثانیه از دستمان برباید. ‌
"یك اشتباه" كه بسیار غیرمنصفانه، مهمل و مضحك به نظر می‌رسد و اینك پس از گذشت چهار سال برای من هنوز اینچنین است. ‌
رنج و درد از دست دادن كاوه هنوز پابرجاست و همواره باقی خواهد ماند.



manca.jpg

اولین نمایشگاه مانسا یووان در ایران با عنوان "پیدا و پنهان افغانستان" روز 24 فروردین، ساعت 17، در خانه هنرمندان ایران افتتاح می شود.
در این نمایشگاه 38 عکس سیاه و سفید و رنگی در قطع 40×60 و 70×110 درباره مسائل اجتماعی افغانستان به نمایش در می آید.
مانسا یووان عکاس اسلووانی است که در سال 1981 به دنیا آمده. او از سال 2000 بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه عکاسی اسلووانی به عنوان عکاس آزاد کار خود را شروع کرد.
او که به عنوان عکاس خبری برگزیده اسلووانی در سال های 2006، 2007و 2008 شناخته شده است تا کنون مجموعه هایی از ونزوئلا، افغانستان، ایران، پاکستان، نپال، کامبوج، تایلند، هند، امریکا، صربستان و کشورهای اروپایی را در نشریاتی مانند تایمز، ساندی تایمز، گاردین و شیکاگو تریبون منتشر کرده است.
نمایشگاه "پیدا و پنهان افغانستان" تا روز پنجشنبه، 29 فروردین، هر روز از ساعت 14 تا 20 در تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران برای بازدید علاقمندان گشوده است.


گالری راه ابریشم در دهمین نمایشگاه هنر "گراند پاله" پاریس شرکت می کند. این نمایشگاه از دوم تا هفتم آوریل 2008 (14 تا 19 فروردین) در "گراند پاله" برگزار می شود.
در نمایشگاه هنر پاریس آثاری مدرن و معاصر از صد ها هنرمند برجسته  فرانسوی و گالری های بین المللی به نمایش در می آید.
گالری راه ابریشم کارهای بی نظیری از ایرانیان را در این نمایشگاه عرضه می کند.
مجسمه های بیتا فیاضی، عکس های بهمن جلالی، مجسمه های فرشید مثقالی و عکس های نیوشا توکلیان آثاری هستند که از ایران به این نمایشگاه برده می شوند.

گالری راه ابریشم در نمایشگاه "هنر دبی" با عکس هایی از بهمن جلالی، نقاشی های رضا درخشانی و مجسمه هایی از فرشید مثقالی و مریم سالور شرکت می کند.
این نمایشگاه از 19 تا 22 مارس (از 29 اسفند تا 3 فروردین) در Madinat Jumeirah برپا می شود. در این نمایشگاه هنر معاصر هفتاد گالری از خاورمیانه، آسیا، اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی، آفریقای شمالی و استرالیا شرکت می کنند.
نمایشگاه هنر دبی به عنوان اولین نمایشگاه هنر معاصر در دبی هر سال در ماه مارس برگزار می شود.
همچنین گالری راه ابریشم در این سفر نمایشگاهی از آثار نقاشی مصطفی دشتی، افشین پیرهاشمی و کامران دیبا را در دبی افتتاح می کند.



با همکاری انجمن عکاسان دیّر اولین نمایشگاه گروهی عکسی با نام " دوربین های جنوبی " روز جمعه، 16  فروردین، ساعت 18 در گالری مجتمع فرهنگی هنری نفت بندر دیّر، با حضور عباس کوثری و مسیح علی نژاد افتتاح شد.
در این نمایشگاه 35 عکس در ابعاد 100×70 از  میثم ابراهیمی، احمد بحرینی نژاد، حسن بدیعی، نبی بهرامی، جواد پولادی، مهدی حامدی، رضا خیراندیش، محمد رحیمی زاده، عبدالنبی رسولی، حسن رضوانی، عباس شجاعی، حمید شعرانی، عبدالمحمد شعرانی، حسین فخرایی، زهرا فخرایی، سعید فروغی و اکبر فولادی  در معرض دید قرار داده شده است.
این نمایشگاه تا روز  پنج شنبه، 5 اردیبهشت، ادامه دارد. علاقمندان می توانند هر روز، به جز جمعه، از ساعت 9 تا 20 از این نمایشگاه بازدید کنند.
بندر دیّر، مجتمع فرهنگی هنری نفت، طبقه همکف

«123»